از ابتدای انقلاب اسلامی در ایران دشمنان زخم خورده در صدد ضربه زدن و نابودی انقلاب برآمدند.هنوز پرونده ای را نبسته پرونده جدیدی باز کردند و این منطق همچنان ادامه دارد.من علوم سیاسی نخوانده ام ولی از 44 سال گذشته تا به امروز را به یاد دارم.انقلاب که شد طرح تجزیه ایران شروع شد. نیروهای انقلاب به مرکز توطئه که جاسوس خانه آمریکا بود حمله و جاسوسان را دستگیر کردند.کشور عزیز و انقلابیون ما در معرض ترورهای کور منافقین بدتر از کفار واقع شدند. هنوز در مذاکره برای حل و فصل موضوع بودیم که صدام به تحریک آمریکا به ایران عزیز حمله کرد.هشت سال ویرانی و تخریب و از دست دادن جوانانی که با انقلاب اسلامی بنا بود عقل و اندیشه خود را در خدمت انقلاب اسلامی قرار دهند به شهادت رسیدند.پرونده ترورها هم باز بود از رئیس جمهور تا نخست وزیر و رئیس دیوان عالی کشور و پاسدار و کمیته ای و جهاد سازندگی تا بقال و راننده و کارگر، 17000نفر ترور شدند.هنوز در مرحله حل و فصل برنامه جنگ بودیم و در برزخ بین جنگ و صلح بودیم که تحریم های شدید بر علیه اقتصاد ما شروع شد.در حال رایزنی با اروپا برای برداشتن تحریمها بودیم که عراق و افغانستان اشغال نظامی شدند و هدف بعدی ایران عزیز بود.در این گیر و دار پرونده هسته ای ایران مطرح شد. بیست سال این مساله طول کشید ولی وقتی خواست حل شود مسائل جدیدی چون حقوق بشر و صدور انقلاب مطرح شد.یعنی اگر یک نفر علوم سیاسی خوانده باشد و خیال کند که مسائل ما با غرب حل می شود، یا خائن است یا احمق.یک نکته مهم از این یادداشت اینکه غرب بدون به سرانجام رساندن پرونده ای خاص به دنبال گشودن پرونده دیگری در مسائل ایران است تا همه ی ظرفیت کشور و ذهنیت مسئولان درگیر مسائل داخلی باشد و نتوانیم به ظرفیتهای تمد
برچسب:
نویسنده: غزل هاشمی
تاريخ: سه
شنبه
11 بهمن
1401 ساعت: 2:26